نگرشی بر قانون اشا یکی از اصول دین زرتشت

اشا(asha) قانون راستی و داد است. عمل به راستی در گفتار و کردار و در اندیشه دادگری است. هیچ کنشی راست نیست مگر آن که با قانون اشا سازگار باشد. آن قانونی که از روی راستی فراهم نشده و دادگستری را استوار نبخشید قانون نیست. اشا همچنین پویایی (دینامیسم) تکامل را نشان میدهد. اندیشه و گفتار و کردار سازگار با اشا جهان را پیشرفت میدهد و کننده کار را خوشبخت و شادمان میکند. در میان فروزه های اهورایی اشا پس از خرد نام برده شده است گو این که گات ها بیش از خرد و همه فروزه های دیگر خدایی از اشا نام برده است. بدبختانه هیچ واژه هیچ واژه فارسی که گویای درست قانون اشا باشد نداریم و از این رو باید آن را بشناسیم.

اشا چکیده دین زرتشتی است. اشا قانون علت و معلول است که هنجار اهورایی و اخلاقی و اجتماعی را در آفرینش سامان میدهد. اشا هم قانون طبیعی و هم قانون خدایی است. اشا قانون دگرگونی ناپذیر و ازلی و ابدی است. اشا خواست (مشیت) خدایی را نشان میدهد. بنا به گات ها: خواست اهورامزدا و اشا یکی است(نگاه کنید به گات ها یسنا۲۸ بند۸) اهورامزدا جهان را در انیشه(وهومن) پدید آورد(یسنا۴۴ بندهای۴و۵و۷). در وجدان(daena) شکل داد(یسنا۴۴بند۱۰). در آفرینندگی آشکار کرد. و برابر با قانون راستی(اشا) به گردش گذاشت(یسنا۳۱ بند۷و۸ و یسنا۴۷بند۳) تا با هم آهنگی به سوی رسایی و جاودانگی پیش برود. در فلسفه زرتشت سپنتامینیو پویایی آفرینش و اشا پویایی تکامل را نشان میدهد. آرمان دین زرتشت رسایی آفرینش است که تنها با پوییدن راه اشا شدنی است. اشا جلوه داد اهورایی است ـ آن چه که باید به مشیت خداوند تعبیر شود. محتوای مشیت خداوندی این است که هر کس بهره و پی آمد کار خود را دریافت میکند

*دوستانی که علاقه دارند در خبرنامه وبلاگ عضو شوند یا باید با فیلتر شکن عضو شوند و یا ایمیلشان را برای من بگذارند تا خودم در خبرنامه عضوشان کنم*

اخلاق و اصول اخلاقی در دین زرتشت

کسی را میتوان صاحب اخلاق(خوی) نیک و انسانی دانست که جز نیکی کاری انجام ندهد. پس پیش از شناخت اخلاق بایستی نیکی را تعریف کرد. در دین زرتشتی نیکی آن اندیشه و گفتار و کرداری شمرده شده که خرد(منه) و وجدان(دئنا) و عشق به مردم(آترسچا) و عقل و خرد (مننکهسچا) را به یک نسبت راضی سازد. زرتشتی بایستی جوری زندگی را برنامه ریزی کند که هم منافع خویش را ببیند و هم منافع دیگر انسانها را. هم تن را خشنود سازد و هم گیتی را داشته باشد و هم مینیو( روان) را. بنابراین در دین زرتشتی اخلاق یک تعریف انسانی و دقیق دارد. در گات ها(کتاب آسمانی زرتشت) کمال آرمانی و اخلاقی تعریف شده و میفرماید: خوشبختی از آن کسی است که درپی خوشبختی دیگران باشد(یسنا۴۳ بند ۱). و دیگران یعنی همه انسان ها بدون توجه به دین و زبان و ملیت و جنسیت و نژاد تا حدی که به ازخود گذشتگی(خوید ودث) یا جاودانگی(امرداد) برسیم. بنابر این اخلاق اگر هر پسوندی غیر از انسانی پیدا کرد در حقیقت دیگر اخلاق شمرده نمیشود و در حد شعار باقی میماند. برای مثال چون اخلاق با پسوند ایرانی و یا آمریکایی و یا زرتشتی و یا مسیحی و.... به این مفهوم میشود که منافع زرتشتیان یا مسیحیان یا ایرانیان ویا هر مثال دیگری در درجه نخست نسبت به سایر انسانها قرار میگیرد که به راستی خلاف اخلاق است و کارساز نبوده قوم گرایی یا افراطی شده و در نهایت مخرب خواهد شد.

همان گونه که اشو زرتشت هرزمان در گات ها به مردم سفارش هایی را میکند این سفارش های اخلاقی را بدون هیچ پسوندی مانند زرتشتی یا ایرانی و... بیان میکند برای مثال: اشو زرتشت در یسنا ۳۱ بند ۲۲ گات ها این چنین سخن میگوید: برای دانایی که با اندیشه اش درمیابد و با مینویی و با گفتار و کردار راستی را نگهداری و پشتیبانی میکند روشن و آشکار است. ای اهورامزدا چنین کسی از سوی تو شایسته ترین یاور و راهنمای مرد است.

*دوستانی که علاقه دارند در خبرنامه وبلاگ عضو شوند یا باید با فیلتر شکن عضو شوند و یا ایمیلشان را برای من بگذارند تا خودم در خبرنامه عضوشان کنم*