چند برگ زرین از برگهای زرین دین زرتشتی

بندهش - بخش نخست (سرآغاز) - بند 16
آفریدگان هرمزد به مینوئی آنچنان پَرورده شدند که بی اندیشه، ناگرفتنی و بی جنبش چون مَنی به تَری ایستادند. پس از تَری آمیختگی بود ، بمانند منی و خون؛ پس از آمیختگی آوردگی بود ، بمانند دَشتگ پس از آوردگی بخش شدن بود ، چون دست و پای؛ پس از بخش شدن فروشدگی بود، (چون) چشم،گوش، دهان؛ پس از فرو شدگی چَندِش بود (و آن) هنگام است که به پیش رَوی ایستاد. اکنون نیز به گیتی (فرزندان) بدان شیوه در شکم مادر پدید آیند و زایند و پرورش یابند. هرمزد را در آفرینش، مادری و پدریِ آفریدگان است؛ زیرا هنگامی که آفریدگان را به مینوئی پرورد، آن مادری بود و هنگاهی که (ایشان را) به صورت مادی آفرید، آن پدری بود.

...
خودتان آنچه را که در بالا درباره چگونگی مراحل تشکیل جنین و تولد بچه است با مراحل علمی آن که امروزه علم به آن دست یافته مقایسه کنید . بند بالا به توضیحی بیشتر نیاز ندارد چرا که هرکسی کمی در این مورد اندیشه کند خودش در خواهد یافت که مطالب بند بالا کاملا با علم یکسانی دارد

*یشت ها _ کرده 25 بند99
در برابر او همه دیوان پنهان و دُروَندان وَرِنَ به هراس افتند.
آن سَروَرِ کشور، آن مهرِ فراخ چراگاه، سواره از سویِ راست ِ این زمینِ پهناورِ * گوی سان *دور کرانه بدر آید.

در این بند از یشتها که تاریخش بسیار بیشتر از پیدایش بعضی ملت ها و کشور های جهان و ادیان جهان است از کلمه (گوی سان) برای زمین استفاده شده که نشان میدهد کتاب های مقدس زرتشتیان تا چه اندازه به مباحث علمی نزدیک است . از یاد تاریخ نمی رود که مسیحیان بر سر گرد نبودن زمین چه بر سر دانشمندان آوردند و مسلمانان که دیگر جای خود دارند و با برق اختراع مسیحیان هم مشکل داشتند.

*وندیداد - فرگرد 19 قسمتی از بند 42
ستایش میکنم کهکشان ِ در آغاز - خود آفریده را .........

این بند نیز خود گویاست و نیازی به توضیح ندارد.

*وندیداد _فرگرد19 قسمتی از بند25
این آیین ضد دیو زرتشتی چون آسمان است که از هرسو پیرامون زمین را فرا می گیرد*

با نگاهی به بند بالا متوجه خواهید شد که در این بند به وضعیت قرار گرفتن زمین در فضا اشاره شده و چیزی را بیان کرده که به تازگی علم نشان داده. در این بند اشاره دارد که آسمان از هر سو پیرامون زمین را فرا گرفته و این به آن معناست که زمین در فضا معلق است. این جمله از همان وندیدادی است که بعضی از گژاندیشان آن را پُر از عیب می دانند. باید به آنها بگویم که اگر آن گونه که شما میگویید درست باشد و وندیدا پُر از عیب و... باشد پس بَدا بر شما که دانشمندان بزرگ به روزتان هم تا چندی پیش خبر نداشتند زمین در آسمان معلق است و آن را هم تا مدت ها انکار میکردند. واقعا جای تعجب است که چه چیزهایی را برخی برتر از دین ما میدانند.

اینها تنها چند نمونه بود از برتی های دین بهی حال ما در این مطلب از مباحث اخلاق و عرفانی گذشتیم که اگر آن مباحث را بخواهیم شوند(دلیل) برتری بشماریم برخی حرفی برای گفتن ندارند.

جانوران در دین زرتشتی و اوستا

کلمه گاو (گئوش) بعلاوه از معنی معمولی دارای یک معنی بسیار گسترده است بسا این کلمه در اوستا به همه جانوران مفید اطلاق شده است. کلمات جانوران پنجگانه که ترجمه کلمات اوستائی ( گئوش پنجو) میباشد و مکررا در فروردین یشت بند های 10و43و 44 و در زامیاد یشت فقره 69 آمده خود بهترین دلیل است که کلمه گاو اسم جنس کلیه جانوران مفید است چه نظر به مندرجات اوستا در ایران قدیم کلیه جانوران را عبارت از پنج طبقه میدانسته اند اسم این طبقه در خود اوستا محفوظ مانده است در بند74 فروردین یشت و در بند 9 یسنای 71 و در بند 1 از نخستین کرده ویسپرد اسامی آنها بترتیب ذیل مندرج است.
1_ آوپاپَ جانور آبی 2_ آوپَسمَ جانوری که در زمین و سوراخ ها بسر میبرد یعنی جانوران خزنده 3_ فرَپترِجات یعنی پرنده 4_ رَوَس چرات جانوری که آزادانه در گردش است آن عبارت است از جانور مفید بری در مقابل...

جانوران اهلی
5_ چَنگرَنگهک یعنی چرنده
در تفسیر پهلوی بند 9 از یسنای 71 و بند 1 از نخستین کرده ویسپرد و در بندهش فصل 24 اسامی پهلوی این طبقات پنجگانه از این قرار است
1_ آپیک: جانورای که در آب بسر میبرد و رئیس (رد) این طبقه از جانوران ماهی(کر) شمرده شده است
2_ آونگ: جانوری که سوراخ زندگی میکند و بزرگ و سرور این طبقه کاکوک یا کاکوم یعنی قاُقم میباشد
3_ وایندک: جانوری که در هوابسر میبر و رئیس این طبقه مرغ کرشپت یعنی چرغ قرار داده شده است
4_ فراخرفتار : جانوری که آزاد در گردش و بیابان نوردی است خرگوش ، بزرگ و رد این طبقه است.
5_ چَرَک ارژانی : جانوری که در چراگاه زندگی میکند خر و بز رئیس این طبقه خوانده شده است. در بند 74 از فروردین یشت پیش از نامیدن طبقات پنجگانه از دو طبقه دیگر از جانوران نیز یاد شده است از این قرار دئیتیک و پَسوُک دئیتیک همان است که اکنون در فارسی دد گوئیم و از آن جانوران وحشی اراده میکنیم.
نه هر آدمی زاده از دد به است که دد ز آدمی زاده بد به است
این کلمه که در اوستا در مقابل جانور اهلی به کار رفته است در واقع همان (رَوَس چرات) یعنی جانوری است که آزاد و دشت نورد است بنابر این جداگانه طبقه مخصوصی نیست مُمد بر این در فصل 61 مینو خرد در بند 11 آمده خرگوش رئیس ددان است. برای این که کلمه دئیتیک با جانوران درنده اهریمنی مشتبه نشوند بسا آن را صفت ائیذیو (در گاتها ائیدیو) آورده اند یعنی ددی که بکار آید و سودمند باشد از آن جمله در بند 154 فروردین یشت در بند 1 یسنای 39 همچنین پَسوُکَ جداگانه اسم طبقه مخصوصی نیست بلکه همان چنگر نگهک یعنی طبقه چرندگان اهلی است که مثل میش و بز در چراگاهها بسر میبرند و کلمه مذکور در مقابل جانوران بری استعمال شده است لُغت شُبان فارسی از همین کلمه است شُبان یعنی پَسوُ یا فَشو بان بی شک از طبقات پنجگانه که در اوستا به آنها درود فرستاده شده جانوران مفید اراده گردیده است جانوران موذی و درنده در این طبقات محسوب نگردیده حتی از جانورانی که در زیر زمین بسر میبرند یا در دشت و بیابان میگردند جانورانی مفید مانند قاُقم و خرگوش اراده گردیده است در انجام یاد آور میشویم که در اوستا به چهار پایان خُرد مانند میش و بُز (انومیه) نام داده اند و چهار پایان بزرگ مانند شُتر و اسب و گاو و خر را ستئورَ نامیده اند همه همه جانوران مفید در تحت حمایت ایزد گوش یا ایزد درواسپ قرار داده شده اند.