واژه خوات ودته در اوستا(نوشتاری درباره دروغ بودن ازدواج با محارم در دین زرتشتی)

امروزه دست آویز برخی از محققان ، گذشته از منابع
قدیم یونانی، واژه خوات ودته می باشد. این کلمه مرکبی است که از دو جزع تشکیل شده:
نخست خوات و که به معانی: پیوستگی خانوادگی و همبستگی آمده است. این کلمه حتا تا
امروز نیز با همان معانی به صورت خود و خویش در زبان پارسی به جای مانده است. اما
اصل کلمه اوستایی خوات و به معنی خود و خویش نمی باشد ، بلکه به مفهوم خودی و
خویشاوندی و پیوستگی است.
جزء دوم نیز به صورت بسیار نزدیکی با همان معنای قدیم در اوستا باقی مانده است. جزء دوم دت یا دته به معنی دادن سپردن و بخشودن می باشد.
پس واژه یی که دست آویز است برای اثبات ازدواج با محارم در آیین زرتشت ( خوات و + دت ) می باشد به معنی خویشی دادن ، خویشاوندی ، پیوستگی در معنای وسیع آن. این واژه بیش از چندبار در اوستا نیامده است. شاید در کهن ترین قسمت اوستا ، در یسنا، هات 12 باشد که اقرار نامه یک زرتشتی است به آیین. از نظر گاه قدمت و کهنگی اندکی پس از گات ها قرار دارد . در واپسین بند این هات یعنی بند 9 چنین میخوانیم: میستاییم دین نیک مزدا پرستی را ، دور کننده جنگ را، بر زمین گذارنده جنگ ابزار را ، خویشی دهنده را(خوات ودتهانم) پاک را که از آنهایی که هستند و نیز آنهایی که خواهند بود، بزرگترین و بهترین و زیباترین ، آنکه او اهورایی زرتشتی است، به اهورامزدا همه نیکی ها را پیش کش می کنم، این است ستایش دین مزدا پرستی.
اینک اندکی با دیده بصیرت بنگریم و برای آزمایش واژه خوات ودته را برداشته و به جای آن ازدواج با محارم را بگذاریم و چند بار آنرا بخوانیم و بیان معانی و مفاهیمی که آمده است دقت کنیم. نمی توان فکر کرد هیچ انسان بی طرف و صالحی بتواند قبول کند که منظور از این واژه ازدواج با محارم بوده است. مفهوم این بند اوستایی مفهومی والا در اخلاق اجتماعی و بزرگداشت مقام انسانی و اخلاق وارستگی است. اینک به هیچ وجه به این مسله کاری نداریم که آیا ازدواج با محارم در آیین زرتشت امری پسندیده و واجب و دستوری مذهبی بوده است یا نه ، اما از نظر منطقی و البته با توجه به هشت بند دیگر این سرود، آیا چگونه سراینده یک باره از مسایل کلی اجتماعی و اخلاقی صرف نظر کرده و هنگامی که گفته است آیین مزدایی را پرستش میکنم چون جنگ و شر را بر می اندازد و دستور می دهد تا مردان سلاح ها و جنگ ابزار ها را که موجبات دوئیت و نفاق و دشمنی است کنار گذارده و به جای نقار و دشمنی و پراکندگی همبستگی و اتحاد پیدا کنند و به ستایش نیکی و نیکان به پردازند – ناگهان گفته : و با محارم خود ازدواج کنید؟!!!! این کمال نادانی و غرض ورزی و سفاهت کسی است که درواقع این سان بیندیشد و قضاوت کند. چون مطلب بسیار روشن است. یک مزدا پرست این سرود را میخواند که چون آیین مزدایی برخلاف جنگ و ستیز و دشمنی و پراکندگی است و در عوض همبستگی ، خویشاوندی و اتحاد و اتفاق را تعلیم می دهد من آن را می ستایم.
مورد دوم که بایستی از آمدن این واژه در اوستا گفت و گو کرد، موردی است که در ویسپرد آمده است. باز هم هرگاه توجهی به این قسمت داشته باشیم، آشکار می شود که به هیچ وجه گفت و گو از ازدواج با محارم در کار نیست. اینک به ترجمه این قسمت توجه کنیم:
جوان نیک گفتار نیک کردار نیک اندیش بهدین را می ستایم – جوان سخنور زبان آور را می ستایم – همبستگی انسانی(خوات ودتم) را می ستایم – گردنده در کشور را می ستایم – آن همایون مرد کشور گرد را می ستایم –کدبانوی خانه را می ستایم.( ویسپرد 3)
در این مورد نیز چنانکه نگریسته می شود ، گفت و گو از مفاهیمی کلی و عمومی است که در ستایش روابط نیک میان انسانهاست. جوانانی ستوده میشود که سه اصل اساسی آیین بهی را پیشه داشته باشند. گفتار و کردار و اندیشه شان نیک باشد- دارای عواطف انسانی و بشر دوستی باشند – از نژاد پرستی و کوچک شمردن اقوام و ملل دیگر پرهیز کنند. در جاها و مواردی بسیار از اوستا این احساس و انگیزه بشر دوستی هویداست. نیکی و نیکان در همه جا و همه کس قابل ستایش است. در یشت سیزدهم (فروشی یشت) بارها به فروشی همه نیکان و راستی گرایان از همه کشور ها درود فرستاده شده است . تورانیان که دشمنان سرسخت ایرانیان بودند، نیکانشان بارها ستایش و بزرداشت شده اند- اساس همبستگی میان انسان ها راستی و نیکی بوده ، نه قوم پرستی و نژادگرایی.
به همین جهت است که چنان جوانانی قابل ستایش معرفی شده اند که در گفتار و کردار و پندار راست و درست باشند ، در سخنوری و زبان آوری ورزیده باشند و پیرو آیین خوات ودته باشند یعنی مردم گرایی ، خویش گرای و همبسته همه آن مردمان باشند که چون خود او در کردار و گفتار و اندیشه راست و درست باشند. در میان شهر ها و میان اقوام و گروههای بشری بگردد و آیین راستی را تبلیغ کند. اینک بنگریم که میان چنین مضامین و مفاهیمی هرگاه ازدواج با محارم را بگذاریم از نظر گاه یکسانی و معنی و مفهوم و روش نوشته – آیا جایی دارد؟ بدون شک هر گاه اندیشمندانه به چنین ترکیبی بنگریم، دوچار حیرت و شگفتی می شویم که چگونه هنگامی که از چنان مطالبی گفت و گو شود حیرت و شگفتی می شویم گه چگونه هنگامی که از چنان مطالبی گفت و گو می شود ناگهان در این میان به جمله ای اشاره میشود که هیچ سازشی با مفاهیم ماقبل و مابعد خود ندارد. چه بسا که در مقام ایراد بگویند اشکالی ندارد که از مفاهیمی ناسازگار و پراکنده در یک بند اوستایی گفت و گو شود اما در چنین مواردی نیز به قسمت های زبرین و زیرین آن بند می نگریم و در می یابیم که قطعات استوار و متین و یک نواختند.
در ویدیودات نیز جایی ( فرگرد 8 بند 13) ار این واژه (خوات و دته) سخن رفته که همه مترجمان آن را خودی و خویشاوند نزدیک ترجمه کرده اند چون اینجا دیگر به هیچ وجه نمی شد ازدواج با محارم را به گنجانند.
این است داستان ازدواج با محارم که به آیین زرتشتی نسبت شده است. در اوستا جز آن چه که گذشت اشاره یی از این واژه نشده است، جز آنکه یک بار بند سوم از فصل سوم ویسپرد که نقل شد در یکی از قطعات خرده اوستا تکرار شده است. در گات ها ، یسنا و یشت ها کوچک ترین اشاره یی که حاکی از چنین رسمی در ایران قدیم و به ویژه در آیین زرتشتی باشد به دست نیست البته در منابع پهلوی جای بحث باقی است اما این منابع را با آیین زرتشتی و اوستا ربط و پیوندی نیست.
جزء دوم نیز به صورت بسیار نزدیکی با همان معنای قدیم در اوستا باقی مانده است. جزء دوم دت یا دته به معنی دادن سپردن و بخشودن می باشد.
پس واژه یی که دست آویز است برای اثبات ازدواج با محارم در آیین زرتشت ( خوات و + دت ) می باشد به معنی خویشی دادن ، خویشاوندی ، پیوستگی در معنای وسیع آن. این واژه بیش از چندبار در اوستا نیامده است. شاید در کهن ترین قسمت اوستا ، در یسنا، هات 12 باشد که اقرار نامه یک زرتشتی است به آیین. از نظر گاه قدمت و کهنگی اندکی پس از گات ها قرار دارد . در واپسین بند این هات یعنی بند 9 چنین میخوانیم: میستاییم دین نیک مزدا پرستی را ، دور کننده جنگ را، بر زمین گذارنده جنگ ابزار را ، خویشی دهنده را(خوات ودتهانم) پاک را که از آنهایی که هستند و نیز آنهایی که خواهند بود، بزرگترین و بهترین و زیباترین ، آنکه او اهورایی زرتشتی است، به اهورامزدا همه نیکی ها را پیش کش می کنم، این است ستایش دین مزدا پرستی.
اینک اندکی با دیده بصیرت بنگریم و برای آزمایش واژه خوات ودته را برداشته و به جای آن ازدواج با محارم را بگذاریم و چند بار آنرا بخوانیم و بیان معانی و مفاهیمی که آمده است دقت کنیم. نمی توان فکر کرد هیچ انسان بی طرف و صالحی بتواند قبول کند که منظور از این واژه ازدواج با محارم بوده است. مفهوم این بند اوستایی مفهومی والا در اخلاق اجتماعی و بزرگداشت مقام انسانی و اخلاق وارستگی است. اینک به هیچ وجه به این مسله کاری نداریم که آیا ازدواج با محارم در آیین زرتشت امری پسندیده و واجب و دستوری مذهبی بوده است یا نه ، اما از نظر منطقی و البته با توجه به هشت بند دیگر این سرود، آیا چگونه سراینده یک باره از مسایل کلی اجتماعی و اخلاقی صرف نظر کرده و هنگامی که گفته است آیین مزدایی را پرستش میکنم چون جنگ و شر را بر می اندازد و دستور می دهد تا مردان سلاح ها و جنگ ابزار ها را که موجبات دوئیت و نفاق و دشمنی است کنار گذارده و به جای نقار و دشمنی و پراکندگی همبستگی و اتحاد پیدا کنند و به ستایش نیکی و نیکان به پردازند – ناگهان گفته : و با محارم خود ازدواج کنید؟!!!! این کمال نادانی و غرض ورزی و سفاهت کسی است که درواقع این سان بیندیشد و قضاوت کند. چون مطلب بسیار روشن است. یک مزدا پرست این سرود را میخواند که چون آیین مزدایی برخلاف جنگ و ستیز و دشمنی و پراکندگی است و در عوض همبستگی ، خویشاوندی و اتحاد و اتفاق را تعلیم می دهد من آن را می ستایم.
مورد دوم که بایستی از آمدن این واژه در اوستا گفت و گو کرد، موردی است که در ویسپرد آمده است. باز هم هرگاه توجهی به این قسمت داشته باشیم، آشکار می شود که به هیچ وجه گفت و گو از ازدواج با محارم در کار نیست. اینک به ترجمه این قسمت توجه کنیم:
جوان نیک گفتار نیک کردار نیک اندیش بهدین را می ستایم – جوان سخنور زبان آور را می ستایم – همبستگی انسانی(خوات ودتم) را می ستایم – گردنده در کشور را می ستایم – آن همایون مرد کشور گرد را می ستایم –کدبانوی خانه را می ستایم.( ویسپرد 3)
در این مورد نیز چنانکه نگریسته می شود ، گفت و گو از مفاهیمی کلی و عمومی است که در ستایش روابط نیک میان انسانهاست. جوانانی ستوده میشود که سه اصل اساسی آیین بهی را پیشه داشته باشند. گفتار و کردار و اندیشه شان نیک باشد- دارای عواطف انسانی و بشر دوستی باشند – از نژاد پرستی و کوچک شمردن اقوام و ملل دیگر پرهیز کنند. در جاها و مواردی بسیار از اوستا این احساس و انگیزه بشر دوستی هویداست. نیکی و نیکان در همه جا و همه کس قابل ستایش است. در یشت سیزدهم (فروشی یشت) بارها به فروشی همه نیکان و راستی گرایان از همه کشور ها درود فرستاده شده است . تورانیان که دشمنان سرسخت ایرانیان بودند، نیکانشان بارها ستایش و بزرداشت شده اند- اساس همبستگی میان انسان ها راستی و نیکی بوده ، نه قوم پرستی و نژادگرایی.
به همین جهت است که چنان جوانانی قابل ستایش معرفی شده اند که در گفتار و کردار و پندار راست و درست باشند ، در سخنوری و زبان آوری ورزیده باشند و پیرو آیین خوات ودته باشند یعنی مردم گرایی ، خویش گرای و همبسته همه آن مردمان باشند که چون خود او در کردار و گفتار و اندیشه راست و درست باشند. در میان شهر ها و میان اقوام و گروههای بشری بگردد و آیین راستی را تبلیغ کند. اینک بنگریم که میان چنین مضامین و مفاهیمی هرگاه ازدواج با محارم را بگذاریم از نظر گاه یکسانی و معنی و مفهوم و روش نوشته – آیا جایی دارد؟ بدون شک هر گاه اندیشمندانه به چنین ترکیبی بنگریم، دوچار حیرت و شگفتی می شویم که چگونه هنگامی که از چنان مطالبی گفت و گو شود حیرت و شگفتی می شویم گه چگونه هنگامی که از چنان مطالبی گفت و گو می شود ناگهان در این میان به جمله ای اشاره میشود که هیچ سازشی با مفاهیم ماقبل و مابعد خود ندارد. چه بسا که در مقام ایراد بگویند اشکالی ندارد که از مفاهیمی ناسازگار و پراکنده در یک بند اوستایی گفت و گو شود اما در چنین مواردی نیز به قسمت های زبرین و زیرین آن بند می نگریم و در می یابیم که قطعات استوار و متین و یک نواختند.
در ویدیودات نیز جایی ( فرگرد 8 بند 13) ار این واژه (خوات و دته) سخن رفته که همه مترجمان آن را خودی و خویشاوند نزدیک ترجمه کرده اند چون اینجا دیگر به هیچ وجه نمی شد ازدواج با محارم را به گنجانند.
این است داستان ازدواج با محارم که به آیین زرتشتی نسبت شده است. در اوستا جز آن چه که گذشت اشاره یی از این واژه نشده است، جز آنکه یک بار بند سوم از فصل سوم ویسپرد که نقل شد در یکی از قطعات خرده اوستا تکرار شده است. در گات ها ، یسنا و یشت ها کوچک ترین اشاره یی که حاکی از چنین رسمی در ایران قدیم و به ویژه در آیین زرتشتی باشد به دست نیست البته در منابع پهلوی جای بحث باقی است اما این منابع را با آیین زرتشتی و اوستا ربط و پیوندی نیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط اردشیر بابکان
|
××× چون بنيان پيام اشو زرتشت بر «خرد» استوار است ، اساسا برای اثبات حقانيت خود و آگاه کردن مردم به هيچ معجزه ای نياز نداشت و اين بزرگ ترين معجزه اشو زرتشت است×××